السيد ثامر العميدي ( مترجم : عليزاده )
205
المهدي المنتظر ( ع ) في الفكر الإسلامي ( در انتظار ققنوس ) ( فارسى )
رجل ياد شود . آيا هيچ فرد آگاه و خردمندى در اين مطلب شك مىكند كه اين فرد همان مهدى عليه السّلام است ؟ در غير اين صورت چگونه مىتوانيم اجمالهاى موجود در برخى احاديث را حل كرده و مقصود را دريابيم ؟ آيا در ميان علماى امت اسلام در شرق و غرب ، روشى به جز ردّ مجمل بر مفصّل و حل مجمل در پرتو مفصّل ( خواه هردو در يك كتاب باشند و يا هر يك در كتابى جداگانه باشد ) وجود دارد ؟ هنگام مراجعه به صحيحين مىبينيم كه بخارى و مسلم دهها حديث مجمل دربارهى امام مهدى عليه السّلام نقل كردهاند و ساير علماى اهل سنت نيز اين احاديث را به امام مهدى تفسير كردهاند ، چه آنكه احاديث صحيحهى بسيارى در بقيهى كتب صحاح و مسانيد و مستدركات وجود دارد كه به راحتى اجمال موجود در آنها را حل كرده و مقصود را روشن مىسازد . افزون بر اين ، مىتوان با قاطعيت ادّعا كرد كه يافتن احاديث صريح دربارهى امام مهدى عليه السّلام در صحيحين ، امرى كاملا ممكن و آسان است ؛ ليكن پيش از بيان اين مهّم ، بايد اشارهاى داشته باشيم به اين نكته كه حديث : « مهدى ( عجلّ الله تعالى فرجه ) حق و از فرزندان فاطمه است » 2 را چهار تن از علماى مورد اعتماد اهل سنت با صراحت كامل از صحيح مسلم نقل كردهاند ، در حالىكه هنگام مراجعه به چاپهاى موجود و در دسترس از صحيح مسلم هيچ اثرى از اين حديث مشاهده نمىشود . براى آگاهى بيشتر اسامى اين افراد را ذكر مىكنيم : 1 . ابن حجر هيتمى ( م 975 ه ) ؛ در الصواعق المحرقه ، باب يازدهم ، فصل اول ، ص 163 . 2 . متقى هندى حنفى ( م 975 ه ) ؛ در كنز العمال ، ج 14 ، ص 264 ، ح 38662 . 3 . شيخ محمد على صبّان ( م 1206 ه ) ؛ در اسعاف الراغبين ، ص 145 . 4 . شيخ حسن عدوى حمزاوى مالكى ( م 1303 ه ) ؛ در مشارق الأنوار ، ص 112 . اكنون به ذكر پارهاى از احاديث مذكور در صحيحين مىپردازيم كه تنها تفسير آنها به امام مهدى عليه السّلام ممكن است و اين اجتهاد شخصى ما نيست ، بلكه - چنان كه خواهد آمد - نظر يكسان پنج تن از شرّاح صحيح بخارى است : 1 . احاديث خروج دجّال در صحيحين بخارى در صحيح خود به روايت خروج دجال و فتنهى او « 1 » بسنده كرده ، در حالى كه در
--> ( 1 ) . صحيح البخارى / ج 4 / ص 205 كتاب الانبياء / باب آنچه از بنى اسرائيل ذكر شده است و ج 9 كتاب